احمد احمدى بيرجندى

118

مدايح محمدى در شعر فارسى ( فارسي )

سروش اصفهانى ( وفات 1285 ه ) شمس الشعرا ميرزا محمد على سروش اصفهانى شاعر قصيده سراى توانا در قرن سيزدهم هجرى است . قصايدش كه به پيروى شاعران قصيده سراى قرن پنجم هجرى بويژه فرخى ساخته شده در نهايت استوارى و لطافت است . وى در بين شاعران « دورهء بازگشت ادبى » به استادى ممتاز است . آثارش علاوه بر ديوان اشعار ، عبارتند از مثنويهاى ساقىنامه ، الهىنامه و زينة المدايح كه مجموعه‌اى از مدايح خاندان رسالت است . سروش اثر منظوم ديگرى به نام ارديبهشت نامه دارد ، در بيان احوال رسول اكرم ( ص ) كه در حقيقت حماسهء دينى است . سروش در تهران وفات كرد و در شهر مقدس قم مدفون گرديد . ديوان اشعارش چاپ شده است . 25 در مدح جناب پيغمبر ( ص ) خداى عزّ و جلّ را چو ديد نتوان ذات [ 1 ] * مسلّم است كه بايد شناختن به صفات صفات حق كه به دو حق شناس گردد خلق * محمد است و تبارش ، عليهم الصلوات [ 2 ] بزرگ بندهء معبود و اصل هر موجود * كه در وجودش عقل درست ماند مات به پيش علمش علم فرشتگان و رُسُل * چو ذرّه در بر مهر است و قطره پيش فرات چو او بزاد ، فرو مرد آتش زردشت * ز طاق كعبه نگونسار گشت عزّى و لات [ 3 ] ز بهر خلقت او بر كشيده شد افلاك * ز نور طينت او آفريده شد جنّات نهاد او را مرآت خويش كرد خداى * كه خوبروى بود ناگزير از مرآت چو در نهادش ديدار خويش در نگريست * حبيب خويشتنش خواند و مظهر آيات